🉑امروز حریف عشق بانگی زد فاش

🉑امروز حریف عشق بانگی زد فاش
🉑گر اوباشی جز بر اوباش مباش
🉑دی نیست شده است بین
🉑میندیش ز لاش
🉑فردا که نیامده است از وی متراش
دیدگاه ها (۰)

ڪاتبِ‌سرنوشتبراےِهرڪس‌چیزےنوشتنوبت‌ماڪہ‌رسیدقلم‌افتاددیگر هی...

نه ڪسے حال من سوخته دل می‌پرسیدنه ڪسے درد من خسته مداوا میڪر...

هر جــــــای دنیا میخــواهیبــــــاش…!!!مــــــن…!!احســاسم ...

🗯 رویاییتمام حرفبر سر حرفی‌ است که از گفتن آن عاجزیم ...

#شعر_قدیمی 🍃مجنون چو حدیث عشق بشنیداول بگریست پس بخندیداز جا...

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط