مقدسمآبها و التقاطیون؛ دو تیغه جنگ شناختی
مقدسمآبها و التقاطیون؛ دو تیغه جنگ شناختی
✍ سید علیرضا آلداود
یک جنگ بیگلوله
جنگ شناختی، جنگی است که گلولهاش به بدن نمیخورد؛ به ذهن و قلب اصابت میکند. هدف، تسخیر ادراک، تغییر معنا و جابهجایی مرزهای درست و غلط است. در این میدان، دو جریان میتوانند ناخواسته در یک زمین بازی کنند: التقاطیونی که دین را تکهتکه میکنند و مقدسمآبهایی که دین را منجمد میکنند. یکی هرچه را میپسندد از دین برمیدارد و باقی را کنار میگذارد؛ دیگری آنقدر به ظاهر میچسبد که حقیقت پشت ظاهر گم میشود.
دینِ سفارشی
التقاط یعنی ساختن یک دین سفارشی؛ یک تکه از اسلام، یک تکه از لیبرالیسم، یک تکه از مارکسیسم و در نهایت یک نسخه شخصی که قرار است همهچیز را توجیه کند. تجربه جریانهای التقاطی پس از انقلاب و شکلگیری قرائتهای متأثر از مارکسیسم، نشان داد که التقاط میتواند از سطح اندیشه عبور کرده و به جریان اجتماعی و سیاسی تبدیل شود. در ادبیات امام خمینی(ره) نیز «اسلام آمریکایی» در برابر قرائتی از اسلام قرار گرفت که به باور ایشان از آرمانهای اصیل اسلامی فاصله گرفته بود. مسئله امروز هم همان نزاع قدیمی بر سر مالکیت معناست: چه کسی دین را تعریف میکند و چه کسی روایت نهایی را به افکار عمومی میفروشد؟
مقدسنمایی به جای حقیقت
اما تیغ دوم، تحجر است. وقتی ظاهر جای حقیقت مینشیند، پرسش تبدیل به جرم و نقد تبدیل به توهین میشود. مقدسمآبی بیبصیرت، به جای آنکه مخاطب را به فهم عمیقتر دین دعوت کند، او را با ترس از سؤال و برچسبزنی کنترل میکند. در فضای مجازی، این وضعیت با تکفیر، فحاشی، تقطیع و پارهحقیقتگویی چند برابر میشود. خروجی هر دو جریان یکی است: مخاطب کمتر میفهمد و بیشتر واکنش نشان میدهد.
جنگ بر سر واژهها
امروز حتی خودِ مفاهیم نیز در حال مصادرهاند. دین، آزادی، عدالت، مقاومت، اصلاح و حتی عقلانیت، هرکدام میتوانند در یک اتاق پژواک، معنایی کاملاً متفاوت پیدا کنند. کاربر ابتدا موضع میگیرد، بعد دنبال دلیل میگردد؛ ابتدا برچسب میزند، بعد اگر فرصتی ماند سراغ گفتوگو میرود. اینجا دقیقاً همان جایی است که جنگ شناختی پیروز میشود؛ وقتی جامعه دیگر درباره معنای واژههای خودش توافق ندارد.
نه تحجر، نه التقاط
پاسخ، بلندتر فریاد زدن نیست؛ دقیقتر فهمیدن است. سواد رسانهای، تفکر انتقادی، فهم منظومهای دین، مرجعیت علمی، گفتوگوی پیش از قضاوت و مقابله مستند با روایتهای تحریفشده، بخشی از دفاع شناختی جامعه است. نباید برای مبارزه با التقاط، به تحجر پناه برد و نباید برای فرار از تحجر، در دام التقاط افتاد. التقاط، حقیقت را تکهتکه میکند؛ تحجر، آن را منجمد میکند؛ و هر دو، اگر میداندار شوند، جامعه را از فهم حقیقت دور میکنند. جنگ امروز، جنگ بر سر ذهن و معناست؛ هرکس معنای مفاهیم را تصاحب کند، بخش مهمی از آینده روایت را در اختیار خواهد داشت.
🇮🇷 سید علیرضا آلداود
💠 عضو شوید: 👇
✍ سید علیرضا آلداود
یک جنگ بیگلوله
جنگ شناختی، جنگی است که گلولهاش به بدن نمیخورد؛ به ذهن و قلب اصابت میکند. هدف، تسخیر ادراک، تغییر معنا و جابهجایی مرزهای درست و غلط است. در این میدان، دو جریان میتوانند ناخواسته در یک زمین بازی کنند: التقاطیونی که دین را تکهتکه میکنند و مقدسمآبهایی که دین را منجمد میکنند. یکی هرچه را میپسندد از دین برمیدارد و باقی را کنار میگذارد؛ دیگری آنقدر به ظاهر میچسبد که حقیقت پشت ظاهر گم میشود.
دینِ سفارشی
التقاط یعنی ساختن یک دین سفارشی؛ یک تکه از اسلام، یک تکه از لیبرالیسم، یک تکه از مارکسیسم و در نهایت یک نسخه شخصی که قرار است همهچیز را توجیه کند. تجربه جریانهای التقاطی پس از انقلاب و شکلگیری قرائتهای متأثر از مارکسیسم، نشان داد که التقاط میتواند از سطح اندیشه عبور کرده و به جریان اجتماعی و سیاسی تبدیل شود. در ادبیات امام خمینی(ره) نیز «اسلام آمریکایی» در برابر قرائتی از اسلام قرار گرفت که به باور ایشان از آرمانهای اصیل اسلامی فاصله گرفته بود. مسئله امروز هم همان نزاع قدیمی بر سر مالکیت معناست: چه کسی دین را تعریف میکند و چه کسی روایت نهایی را به افکار عمومی میفروشد؟
مقدسنمایی به جای حقیقت
اما تیغ دوم، تحجر است. وقتی ظاهر جای حقیقت مینشیند، پرسش تبدیل به جرم و نقد تبدیل به توهین میشود. مقدسمآبی بیبصیرت، به جای آنکه مخاطب را به فهم عمیقتر دین دعوت کند، او را با ترس از سؤال و برچسبزنی کنترل میکند. در فضای مجازی، این وضعیت با تکفیر، فحاشی، تقطیع و پارهحقیقتگویی چند برابر میشود. خروجی هر دو جریان یکی است: مخاطب کمتر میفهمد و بیشتر واکنش نشان میدهد.
جنگ بر سر واژهها
امروز حتی خودِ مفاهیم نیز در حال مصادرهاند. دین، آزادی، عدالت، مقاومت، اصلاح و حتی عقلانیت، هرکدام میتوانند در یک اتاق پژواک، معنایی کاملاً متفاوت پیدا کنند. کاربر ابتدا موضع میگیرد، بعد دنبال دلیل میگردد؛ ابتدا برچسب میزند، بعد اگر فرصتی ماند سراغ گفتوگو میرود. اینجا دقیقاً همان جایی است که جنگ شناختی پیروز میشود؛ وقتی جامعه دیگر درباره معنای واژههای خودش توافق ندارد.
نه تحجر، نه التقاط
پاسخ، بلندتر فریاد زدن نیست؛ دقیقتر فهمیدن است. سواد رسانهای، تفکر انتقادی، فهم منظومهای دین، مرجعیت علمی، گفتوگوی پیش از قضاوت و مقابله مستند با روایتهای تحریفشده، بخشی از دفاع شناختی جامعه است. نباید برای مبارزه با التقاط، به تحجر پناه برد و نباید برای فرار از تحجر، در دام التقاط افتاد. التقاط، حقیقت را تکهتکه میکند؛ تحجر، آن را منجمد میکند؛ و هر دو، اگر میداندار شوند، جامعه را از فهم حقیقت دور میکنند. جنگ امروز، جنگ بر سر ذهن و معناست؛ هرکس معنای مفاهیم را تصاحب کند، بخش مهمی از آینده روایت را در اختیار خواهد داشت.
🇮🇷 سید علیرضا آلداود
💠 عضو شوید: 👇
- ۴۳۵
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط