جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد

جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد
لطفی که از این پیش به ما داشت ندارد
رحمی که به این غمزده‌اش بود نماندست
لطفی که به این بی سرو پا داشت ندارد
آن پادشه حسن ندانم چه خطا دید
کان لطف که نسبت به گدا داشت ندارد
گر یار خبردار شود از غم عاشق
جوری که به این قوم روا داشت ندارد
وحشی اگر از دیده رود خون عجبی نیست
کان گوشه‌ی چشمی که به ما داشت ندارد
دیدگاه ها (۷)

جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد.لطفی که از این پیش به ما داشت...

گرگها ‌عاطفہ ندارن،رحم ندارن،ولے اگربفهمنددوستشان دارے،رام م...

(شعر از خودم) محبوب گر جفا کرد تنها نشین وفا کن× کز عشق گر ج...

🍀چون نور که از مهر جدا هست و جدا نیستعالم همه آیات خدا هست و...

#اشعار_کمال_الدین_وحشی_بافقی________________________________...

آن دلبر من آمد بر منزنده شد از او بام و در منگفتم قنقی امشب ...

ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرهازان سوی او چندان وفا ز...

غزل شماره 3 از مجموعه غزلیات دیوان شمس تبریزی، اثر مولوی ا...

.......عطر بهــاران آمــده بلبل به بستـان آمدهدور گلستــان ...

خوبای قم/محمد عقاب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط