برادر ناتنی بد

برادر ناتنی بد 🎀
p¹⁶
+نمیدونم چی بگم ولی سعی کن فراموشش کنی من رفتم بخوابم

_ صبر کن منم بیام

بی اهمیت به حرفش رفتم تو اتاق خودمو پرت کردم رو تخت

+*چی میشد که جونگ کوک برادرم نبود چی میشد که عاشقم بود هیی چرااا چراااا نمیتونم فراموشت کنم *

بهش نگاه کردم
غرق تو خواب بود
+ای کاش مال من بودی ولی انگار نه قانون میزاره نه خودت

بهش پشت کردم و خوابیدم

ویو صبح _____

از خواب بلند شدم جونگ کوک نبود
بلند شدم رفتم مسواکم رو زدم و
رفتم یه قهوه تلخ خوردم

+جونگ کوک مثل این قهوه میمونه

یهو گوشیم زنگ خورد

+الو

×مرگ الو گاو بی‌شعور میدونی چند دفعه بهت زنگ زدم

+گوشیم خاموش بود خب

×به هرحال چی شد دیشب جونگ کوک آمد

+اره آمد

×هانا یه خبر دارم.

+چی؟

یهو صدای در خونه آمد

رفتم دم در اجوما درو برای یوری بار کرد(نکته اجوما موقع ناهار میره خونه خودش و شبا هم خونه خودش میخوابه) یکی دیگه هم بود

+چی میراااا

دست تکون دادم که بیان داخل

وقتی آمدن

+میرا/بغض/
~چه خبر هانا ؟

+تو کی از آمریکا امدی

~دیروز
+خیلی دلم برات تنگ شده بود این یوری همش اذیتم میکنه

~یوری راست میگه

×خیر

+~/خنده /

~چه خبر هانا با خانواده جدیدت کنار میای؟

+دارم سعی ام رو میکنم

...
دیدگاه ها (۳)

برادر ناتنی بد 🎀p¹⁷+تو چه خبر الان نباید دانشگاه باشی~دو سه ...

برادر ناتنی بد 🎀p¹⁵جونگ کوک آمد خونه +جونگ کوک تویی._/خنده/+...

برادر ناتنی بد 🎀P⁶سف گرفته بودم نوبت به اسم من رسیده بود که ...

part 5عشق پنهانجونگ کوک: اجومااا《 داد》اجوما: بلهجونگ کوک: گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط