یه ربع پیش ...با پسر خالم و ماشینش ....بالاخره یکی منو نج

یه ربع پیش ...با پسر خالم و ماشینش ....بالاخره یکی منو نجات داد.....گذاشت پشت فرمون بشینم ...
دیدگاه ها (۳)

همین الان کف پذیرایی پهن شدم ...

چند شب پیش ...منو رفیقم ..خخخخخ

نذری خونه خالممم....بسی خوش گذشت ...جاتون خالیییی...

من که شب مدرسه میخوابیدم ...روزای تعطیل هم مدرسه میموندم ......

منو نجات بده یکی😂😭

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط