چون درختی اندر اقصای زمستانم
چون درختی اندر اقصای زمستانم
ریخته دیری ست
هر چه بودم یاد و بودم برگ
یاد با نرمک نسیمی چون نماز شعلهٔ بیمار لرزیدن
برگ چونان صخرهٔ کری نلرزیدن
یاد رنج از دست های منتظر بردن
برگ از اشک و نگاه و ناله آزردن
مهدی اخوان ثالث
ریخته دیری ست
هر چه بودم یاد و بودم برگ
یاد با نرمک نسیمی چون نماز شعلهٔ بیمار لرزیدن
برگ چونان صخرهٔ کری نلرزیدن
یاد رنج از دست های منتظر بردن
برگ از اشک و نگاه و ناله آزردن
مهدی اخوان ثالث
- ۱.۶k
- ۲۸ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط