هزار

هزار
سال برآید
همان نخستینی ...


سعدی بزرگ*
دیدگاه ها (۳)

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تنگی که نام...

بازی ...از خواب برگشتم به تنهاییپل میزنم از تو به زیباییچشما...

اگر آواز میخوانیبخوان آواز غمگین یتیمان راکه همچون طوطی بی ن...

امشب برایم آهنگ صدایتموسیقیِ کلامتتپش های قلبت را بنواز .......

میانِ ما و شما. . . عهد . . ‌.در ازل رفته‌ستهزار سال برآیدهم...

وقتی یکم پیشرفت میکنی اینگار

سعدی :)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط