شعر میگویم تورا مست و خرابت میکنم

شعر میگویم تورا مست و خرابت میکنم

مست مست از خود تهی با جام نابت میکنم
من هزاران گفتنی در دل چو گویم وصف تو

تاک من ای باغ انگورم شرابت میکنم

پر کنم خم را از ان می که به دست اورده ام
جرعه جرعه نوشم و با شعر خوابت میکنم

ان پریشان حالی زلفت دل من را ربود

دل فدای گیسوی پر پیچ و تابت میکنم

دلبری،سیمین بری،مه پیکری،تو کیستی

هر چه هستی باش روزی من مجابت میکنم
دیدگاه ها (۹)

چـه غریــبانــه نشـسـتم سـر راهــت که بـیاییچـه غـریــبانه غ...

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

ناز کن نقاشیم بد نیست،نازت میکشممثل یک آهو که نه مانند بازت ...

امروز در این هوای بارانی دلم هوایت را کرده بودمن در باران قد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط