من تورا دیدم و آرام به خاکـ افتادم

من تورا دیدم و آرام به خاکـ افتادم
واز آن روز که در بند توام آزادمــــــــــ













#بانوی پاییزے
دیدگاه ها (۱)

اشک هایم فریاد میزنند ....زردی من از دوریت سرخیـــــ تو از ب...

#بانوی پاییزے

از دستـ منـ میرے از دستـ تـــــو میرم توزندهـ میمونیے منــــ...

دوستش دارم و میداند ...میداند و میرود میرود و میمیرم میمیرم ...

من از آن روز که در بند تو ام آزادمپادشاهم که به دیت تو اسیر ...

من ازآن روز که دربند توام آزادم.....

• مطـمئن بـأش ك مـهرٹ نــرود از دل مـن• مگر آن روز ك در خـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط