.

.
عشق را
لابلای
قوری بند زده،
قندان گل سرخی و
استکان های کمر باریک جا گذاشتیم !
حالا
مدام هایمان
کافه های تاریک
و قهوه های تلخ شدند؛
مزه ندارد
عشقی که
چایی اَش قند پهلو نیست... 🖋 ️لیلا مقربی
دیدگاه ها (۲)

.تمامِ اصل های حقوقِ بشر را خواندمو جای یک اصل را خالی یافتم...

.بگذار کسی نداندکه چگونه من به جای نوازش شدن ، بوسیده شدن ،گ...

.شاید نباشم تو اما هر روز صبح پنجره قلبت رابازکن ودوستت دارم...

.به خواب می ماند،تنها، به خواب می ماندچراغ، آینه، دیوار بی ت...

{برادر خوانده}part:1م/ت:تهیونگ ما رفتیم!تهیونگ:برید!من که گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط