از غـم عـشـق تـو بـیـمـارم و مـی دانـی تـو

از غـم عـشـق تـو بـیـمـارم و مـی دانـی تـو

داغ عـشـق تـو بـه جـان دارم و مـی دانـی تـو

خـون دلـــــ💔 از مـژه مـی بـارم و مـی دانـی تـو

از بـرای تـو چـنیـن زارم و مـی دانـی تـو
دیدگاه ها (۴)

دلبــرم باشے جهانــم رافدایـت مے کـنمبا نگاهے از تـو جانـم ر...

دل و جانم به تو مشغول و نظر درچپ و راستتا ندانند حریفان که ت...

"مبهوت تو" و لحظه ی دیـــدار شوم !"لبخنـــد تو "را به جان خ...

امشب ز شراب شوق او مستم بازساقی ندهی پیاله در دستم بازدیگر ز...

تو چشمانش نگاه کردی همان مردی که دل به تو سپرد و تو خنجر زدی...

امشب که خیال سخنت ز‌ سر دارماکنون که از فکرت ، تب ز تن دارم ...

ما دل به غم تو بسته داریم ای دوستدرد تو به جان خسته داریم ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط