دو روز بعد ا.ت ویو

دو روز بعد ا.ت ویو
جای تیری که بهم خورده بود کم کم داشت خوب میشد نامجون میگفت پلیسا هیونجین رو دستگیر کردن رفتم دستشویی و کارای مربوط و انجام دادم از پله ها اومدم پایین نامجون نشسته بود و منتظر من بود رفتم کنارش نشستم
نامجون: صبح بخیر
ا.ت: صبح بخیر نامجون امروز نمیریم بیرون حوصلم سر رفته
نامجون: خودم میخواستم بگم شب میخوایم بریم رستوران ساعت هشت آماده شو
ا.ت: باشه
صبحونه رو خوردم بعد از اون یکم تلوزیون نگاه کردم بعد یه ساعت سریال مورد علاقم تموم شد چرا این همه زود داشت به جاهای حساسش می‌رسید
نامجون: میخوای جاهای حساسش و از نزدیک بیبینی
ا.ت: نه گوه خوردم من میرم یکم بخوابم
رفتم تو اتاقم گرفتم یکم خوابیدم
دیدگاه ها (۱)

بعد از چند ساعت بیدار شدم ساعت و نگاه کردم اوه خیلی خوابیدم ...

مدل مو بافت ا.ت با لباس بیرونیش

نامجون ویوصدای تیر اومد برگشتم دیدم ا.ت تیر خورده همه ی مردم...

هیونجین ویورفتم سمت دستشویی که ا.ت داشت با تلفن حرف می‌زد هه...

پارت ۲۵ ویو ا / ت چشمام رو کم کم باز کردم ...ساعت. ۱۱:۴۵ . ب...

شوهر یا ارباب

عشق دروغین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط