بازباران..

بازباران..
باز باران، باترانه. باصدای گریه هایم همصداشد زیر پایم..
خِش خِش برگهای پاییز، آن خزانی پربهانه..

گرچه بارید برتن من.
قطره های ریز باران،
همصدا با اشک چشمم..
گرم وسوزان دانه دانه.

خواندم و از تونوشتم.
شعرهایی که سرودم
.قصه هایی از نگاهت..
زیر باران با زبانی عاشقانه....

گفته بودم عاشق هستم.
دل به دنیای تو بستم.
هم تورا درخواب دیدم.
چشم توبیتاب دیدم.
گفته بودم از چه رو اشک؟.
اشکهایی پربهانه..
یاد دارم روزگاری. در شبی بارانی و سرد.
باتو در یک جاده بودم.
دستهامان قفلِ در هم،
باهم از آنجا گذشتیم.تا رسیدیم سوی خانه..
بعداز آن دیگر نشد تا،
قصه ای از تو بسازم. یا که گیرم دست گرمت. بگذریم در زیر باران.. با دوقلبی عاشقانه.
باز باران !بازباران باترانه. پر بهانه..
بی توماندم بی ترانه،
#بهزاد
دیدگاه ها (۳)

باز باران،با ترانه،با گهرهای فراوانمی‌خورد بر بام خانه.آب چو...

باز باران،با ترانه،با گهر های فراوانمی خورد بر بام خانه.من ب...

باز باران، با ترانه، با گهر های فراوان می خورد بر بام خانه. ...

ﺳﺮﻭﺩﻩ ي ﻛﺎﻣﻞ ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭاﻥ... ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻛﺎﻣﻠﺶ ﺭﻭ ﻧﺨﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ... ﻭاﻗ...

عاشق این شعرم . پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش . کامنت لطفا ♥♥♥...

پسرک:تو به من خندیدیو نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسا...

با سلام .....دوستانی که تمایل به خوندن این متن دارن ..لطفا ب...

طولانیه اما خوندنش خالی از لطف نیستناگفته‌هایی از حادثه‌ی تل...

آدم باید یا دیگران را همانطور که هستند بپذیرد یا همانطور که ...

#کتاب #کتاب_خوانی #یار_مهربان#کتاب_خوب_بخوانیم #کتابخانه #کت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط