چرخش دست تو و رقص النگوهایت

چرخش دست تو و رقص النگوهایت
گیسوان تو گره خورده به زانوهایت!

من به لبخند کمی قانعم و از تو فقط،
مآمنی خواستم اندازه ی بازوهایت...

قرص ماه تو تمام است و نایاب اما،
کاش تجویز شود نسخه ی داروهایت

چقدر شاعرِ آواره، به یک باره شدند_
مثل زنبور عسل راهی کندوهایت

بدتر از حمله ی اعراب به ایران قدیم
داده بر باد سرِ حوصله ابروهایت

شهر در هاله ای از ، روشنی و تاریکی ست
روسری را بتکان تازه شود موهایت 

‌نگریزید از این حافظه،چون  شعر شده
ضامنِ بغضِ پلنگانه یِ  آهوهایت.
دیدگاه ها (۰)

چرخش دست تو و رقص النگوهایتگیسوان تو گره خورده به زانوهایت!م...

غزلی ساختم از وزن النگوهایتبه پریشان شدن قسمتی از موهایتغزلی...

@taghazzolغزلــی ساختم از وزن النگــوهایتبه پریشان شدن قسمتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط