فکر کن پیش نگاهت، چشم او ابری شد

فکر کن پیش نگاهت، چشم او ابری شد
فکر کن خیس شد و روی لبانش بارید
حس تو چیست بگو؟
مینشینی آنجا
روی یک صندلی و
به نگاه خسته از ابر بهارش،
تو بلند میخندی؟
نگهش خیره به چشمان تو است
زل زده تا که نوازش کنی آن خیسی لپهای اناری اَش را
و به یکباره تو از جای خودت می خیزی
میدوی سمت گلت
دست لرزانت را
میکنی پارچه ای
مینشانی رویِ
نم اشکی که همین نزدیکی
قصد افتادن داشت
سر او روی دلت
ضربان قلبت
شده خوش آهنگی
و تمام است تمام
سر معشوقه ی تو
به سر و سامانش
برسیده گویا
دگر از اشک خبر نیست به ابر چشمش
همه اش نابود است
سر معشوقه ی تو
به سر و سامانش
برسیده گویا
دیدگاه ها (۱)

هوف

جیییییییییغ دخترا پرچم بالا

دقیقا

هخخخ

My professor Chapter:2Part:21جونگ کوک چشمای آرومشو از هیزل چ...

Fake taehyong part:1ویو اتبا خیسی اب دهنم ک داره میریزه روی...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟴[ویو تهیونگ]توی تاکسی نشس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط