ای تو روحت ملوان زبل

ای تو روحت ملوان زبل
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.بچه که بودم اسفناج میخوردم حس میکردم زورم زیاد شده میرفتم تو کوچه دعوا ، مثل خر کتک میخوردم برمیگشتم \:
دیدگاه ها (۲)

من بچه بودم حدود چهار پنج سالم بود اون موقع خواهرم داشت به د...

فداش شم خیلی گوگولیه 🎀بچه ها بنده خوابیده بودم برای اولین با...

وقتی درسش بد بودو..

اهم

عاشقانه های شبنم

حرم امام رضا(ع) فقط مقصد زائران نیستپناه دل‌هایی‌ست که امیدش...

برده عمارت جئون

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط