my ex

my ex
p.61
e.2/2
چند لحظه بعد، در باز شد. 
پدرش جلوی در ظاهر شد. 
همین که چشمش به ا.ت افتاد، انگار برای چند ثانیه خشکش زد.

پدر: ...ا.ت؟

ا.ت گلویش خشک شده بود.

+ سلام.

نگاه پدرش بعد از اون، افتاد به جونگ‌کوک. 
چهره‌ش جدی شد، ولی چیزی نگفت. فقط در رو بیشتر باز کرد.

پدر: بیاید داخل.

فضای خونه عجیب سنگین بود. 
ا.ت روی مبل نشست و دستاشو توی هم قفل کرد. 
جونگ‌کوک کنارش بود، ساکت ولی محکم.

چند دقیقه سکوت گذشت تا بالاخره پدرش گفت:

پدر: فکر نمی‌کردم یه روز دوباره ببینمت.

ا.ت سرشو پایین انداخت.

+ منم فکر نمی‌کردم... 
ولی دلم خواست بیام.

پدرش نگاهش کرد، این بار نه با عصبانیت... بیشتر با خستگی.

پدر: هنوزم ازم ناراحتی؟
ا.ت چند ثانیه ساکت موند. بعد آروم گفت:

+ آره... بودم. 
خیلی هم بودم. 
چون حس می‌کردم هیچ‌وقت منو نفهمیدی. 
همیشه می‌خواستی به جای من تصمیم بگیری.

پدرش چیزی نگفت. فقط گوش داد.

+ ولی... 
با همه‌ی اینا، هرچی باشه تو بابامی. 
و من دلم نمی‌خواست این همه فاصله بینمون بمونه.

چشم‌های پدرش یکم نرم شد.

پدر: منم اشتباه کردم. 
خیلی جاها زیادی سخت گرفتم. 
فکر می‌کردم دارم ازت محافظت می‌کنم، ولی شاید فقط بیشتر از خودم دورِت کردم.

ا.ت سرشو آورد بالا. 
شنیدن این حرف از زبون پدرش، چیزی بود که مدت‌ها منتظرش بود.

+ خیلی دلم شکست...

پدرش نفسشو آهسته بیرون داد.

پدر: می‌دونم. 
و اگه بتونم، دوست دارم جبرانش کنم.

اشک توی چشم‌های ا.ت جمع شد. 
تمام اون دلخوری‌های قدیمی یهو برنگشتن، ولی یه چیزی بینشون شکست... همون دیوار سفتی که مدت‌ها بینشون بود.

پدرش آروم گفت:

پدر: ببخش منو.

ا.ت دیگه نتونست جلوی خودش رو بگیره. 
بلند شد و رفت سمتش. 
پدرش هم بلند شد و همون لحظه ا.ت رو بغل کرد.

ا.ت توی بغلش زد زیر گریه. 
نه از غصه... از سبک شدن.

+ دلم برات تنگ شده بود...

پدر: برای منم همین‌طور، دخترم.(آخی، اشک، دراومد)

جونگ‌کوک از کنارشون نگاه می‌کرد و لبخند خیلی آرومی روی لبش بود. 
انگار خودش هم نفس راحت کشیده بود.

چند دقیقه بعد، وقتی حال و هوا آروم‌تر شد، ا.ت دستشو آورد بالا و حلقه‌شو نشون داد........
ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۰)

my exp.62e.1/2بعد آشتی و اون بغض قشنگی که بالاخره خالی شد، ف...

my exp.62e.2/2بابا یه نگاه محبت‌آمیز به هر دوتاشون کرد، بعد ...

my exp.61e.1/2بعد از اون خواستگاری خوشگل و پر از ذوق، ا.ت هن...

سلاامم خوبین؟مررسییی از حمایت های عالی تونبچه ها من فردا میر...

وقتی باهاش..... درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط