بر رهگذر بلا نهادم دل را

بر رهگذر بلا نهادم دل را
خاص از پی تو پای گشادم دل را
از بادصباح بوی تو نیامد مرا هرگز
شکرانه‌ی آن به بادفناخواهم داد دل را

/ سعید
دیدگاه ها (۲)

برفرازدشت باران ست، باران عجیبی !ریزش باران، سرِآن دارد ازهر...

ای اشک روان بگو دل‌افزای دوستان مرا آن باغ و بهار مهربونی و ...

این آتش عشق می پزاند ما راهر شب به خرابات می کشاند ما رابا ا...

ای که به خواب؛ دگرنبینی ما راتا سال دگر بی خبر نبینی ما راای...

عاشقانه

#شعر_نو 🕊رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود ...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط