چه کنم با غم خویش؟

چه کنم با غم خویش؟
گه گهی بغض دلم میترکد
دل تنگم زعطش میسوزد

شانه ای میخواهم
که گذارم سر خود بر رویش

و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست...


#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۲)

ای بشر عالمه سلطان اولاسان گیتمه لی سنصاحب مُلک سلیمان اولاس...

ایسته میرم یار آغلاسینچال تاری قوی تار آغلاسین، گول اویناسین...

اگر یاد کسی هستیم این هنر اوستنه هنر ما...!چقدر زیباستکسی را...

صدای سوز دل شهریار و ساز حبیبچه دولتی است به زندانیان خاک نص...

چـیـزی در مـن گـمـشـده... رنـگـ بــاخـتـه... فـرامـوش شـدهـ....

چـیـزی در مـن گـمـشـده... رنـگـ بــاخـتـه... فـرامـوش شـدهـ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط