قلب من

قلب من
قالی خداست
تاروپودش از پَر فرشته هاست
پهن کرده او دل مرا
در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب
برق می زند
قالی قشنگ و نو نوار من
از تلاش آفتاب
شب که می شود، خدا
روی قالی دلم
راه می رود
ذوق می کنم، گریه می کنم
اشک من ستاره می شود
هر ستاره ای به سمت ماه می رود
یک شبی حواس من نبود
ریخت روی قالی دلم
شیشه ای مرکّب سیاه
سال هاست مانده جای آن
جای لکه های اشتباه
ای خدا به من بگو
لکه های چرک مرده را کجا
خاک می کنند؟

از میان تاروپود قلب
جای جوهر گناه را چطور
پاک می کنند؟
آه
از این همه گناه و اشتباه
آه ،نام دیگر تو است
آه ،بال می زند به سوی تو
کبوتر تو است
قلب من دوباره تند تند می زند
مثل اینکه باز هم خدا
روی قالی دلم، قدم گذاشته
در میان رشته های نازک دلم
نقش یک درخت و یک پرنده کاشته
قلب من چقدر قیمتی است
چون که قالی ظریف و دست باف اوست
این پرنده ای که لای تاروپود آن نشسته است
هدهد است
می پرد به سوی قله های قاف دوست…
دیدگاه ها (۱)

ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﻡﻛﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﺑﺎ...

♥♥♥♥♥♥♥♥♥من♥ اخم کردن تو روبه خندیدن با کسی دیگه عوض نمیکنم♥...

از تظاهــــر بیـــــزارمدوســـــ دارم همـــــهـ ازم متنفــــ...

ﺟﺎﺩﻭﯼ ﻋﺸﻖﺑﺮﻭ ﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺎﺯﺍﺭﻡ ﺑﯿﺶ، ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﯿﺰﺍﺭﻡ ﻭ ﺍﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﺧﻮﯾﺶ...

چپتر دهمدروغ شیرین.لعنت بهت کریستوفر بنگ چرا اینطوری شدی؟ سا...

پارت ۲۸زمان که میگذشت، حقیقت پررنگ تر میشد. خورشید تا ابد پش...

سناریوووووو اوردم آخر کپشن مهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط