نامجون: چرا اجازه دادی اون بهت نزدیک بشه ها چرا اجازه داد

نامجون: چرا اجازه دادی اون بهت نزدیک بشه ها چرا اجازه دادی( با داد)
ا.ت: تقصیر هق من که هق نبود هق نتونستم کاری کنم هق منو محکم نگه داشته هق بود.
نامجون:میدونی اگر من صداتو نمیشنیدم ممکن بود چه اتفاقایی بیوفته هان(با داد)
ا.ت: آره میدونستم اون زورش از من بیشتر بود( با داد )
نامجون: سر من داد نزن ا‌.ت(با داد)
ا.ت: چرا همچین میکنی اصلا تقصیر من بود خوبه ها خوبه
ا.ت ویو
یهو سوزش بدی رو صورتم احساس کردم اون بهم سیلی زد داشت با تعجب به دستش نگاه میکرد دستی که بهم سیلی زد و محکم می‌کوبید به دیوار با گریه میگفت متاسفم
ا.ت: بسسس کن نامجون با این کار داری به خودت آسیب میزنی(به داد)
رفتم و گرفتمش بغلم روبه روم وایساد و بغلم کرد اومدیم رو مبل نشستیم نامجون سرشو گذاشت روی پام با موهاش بازی کردم که خوابش برد منم همونجا خوابم برد
دیدگاه ها (۱)

نامجون ویو فردا صبح بیدار شدم دیدم ا.ت خوابه سرم روی پاش بود...

ا.ت : حالا این هیونجین کی هست اصلا چرا باهات دشمنه نامجون: م...

ا.ت ویونشسته بودم تا نامجون بیاد که یه پسر اومد کنارم نشست و...

نامجون: خوب بریم شهربازیا.ت: آره نامجون: پس بزن بریمنامجون و...

p/2وقتی بهت سیلی میزنهـ-فهمیدی؟(عربده)+خفه شو تو کی هستی که ...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

سناریو میتسویا پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط