تو حق نداری!
تو حق نداری!
عاشقِ کسی بمانی،
که سالهاست رفته....
تومالِ کسی نیستی که نیست...
توحق نداری،
اسمِ دردهای مزمنت را ،
عشق بگذاری...
میتوانی مدیونِ زخمهایت باشی اما....
محتاجِ آنکه زخمیَت کرده نه!
دست بردار،
از این افسانههای بی سر و ته
که به نامِ عشق، فرصتِ عشق را ،
از تو میگیرد...
آنکه تو را زخمیِ خود میخواهد...
آدمِ تو نیست...
آدم نیست و
توسال هاست
حوای بی آدمی ...!!!
حواست نیست....
عاشقِ کسی بمانی،
که سالهاست رفته....
تومالِ کسی نیستی که نیست...
توحق نداری،
اسمِ دردهای مزمنت را ،
عشق بگذاری...
میتوانی مدیونِ زخمهایت باشی اما....
محتاجِ آنکه زخمیَت کرده نه!
دست بردار،
از این افسانههای بی سر و ته
که به نامِ عشق، فرصتِ عشق را ،
از تو میگیرد...
آنکه تو را زخمیِ خود میخواهد...
آدمِ تو نیست...
آدم نیست و
توسال هاست
حوای بی آدمی ...!!!
حواست نیست....
- ۱.۲k
- ۲۹ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط