میشه خدا رو حس کرد تو لحظه‌های ساده

میشه خدا رو حس کرد تو لحظه‌های ساده
تو اضطراب عشق و گناه بی‌اراده
بی‌عشق عمر آدم بی‌اعتقاد می‌ره
هفتاد سال عبادت یک شب به باد می‌ره
وقتی که عشق آخر تصمیمش‌و بگیره
کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق، عاشق ‌تر از همیشه
هر چی محال می‌شد، با عشق داره میشه
عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه‌س
از لحظه‌های حوا، هوا می‌مونه و بس
نترس اگر دل تو از خواب کهنه پاشه
شاید خدا قصه‌تو از نو نوشته باشه
دیدگاه ها (۱)

یه بار اومدم خودمو واسه مامانم لوس کنم بهش گفتم مامان اگه من...

حیف نون از دوستش میپرسه : تـوک چشم کجاست؟دوستش میگه چشم که ت...

من همینم...دختری باتبسمی برلب...بوی ادکلنم ازهزارمتری مستت ن...

مرا دختر مینامندمرا دختر خانوم می‌نامند مضمونی که جذابیتش نف...

« امن ترین خطر »پارت : ۸ فضای سالن سنگین شده بود. هیچ‌کس حرف...

#ارباب_منPart: 6ته: خب... خب راستش اجوما میتونی بهم بگی وقتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط