زندگی صحنه دل بود که من کات شدم

زندگی صحنه دل بود که من کات شدم
بس که در محضر چشم تو، مجازات شدم!

من که از شعـر و غزل، هیچ نمی دانستم...
تا که در فرضیه ی چشــم تو اثبات شدم!

خم ابـروی تو می خواست که شاعربشوم...
آنکه در پیچ و خمش، محو اشارات شدم!

مدرسه، جای من سر به هـوا داده، نبود...
از هـمان گوشه، مهـیای خـرابات شدم!

یاد آن روز که در سینـه ی سیــنای دلت...
طبـق فرمـان تو، من شامـل آیات شدم!

بازهم، دست من و قــفل و دخیل حرمت...
بازهم، پشت درت صاحب حاجات شـدم!

یاد آن روز که در صفــحه ی شطـرنج دلت...
شاه عشق بودم و با کیش رخت، مات شدم !
دیدگاه ها (۱)

✅✅✅♦️شده؟ تا حالا شده...شده دردی به دلت ریشه کند آب شوی؟همه ...

تک‌پارتییی جدید از جیهوپییی؟؟دانشگاه همیشه بوی کاغذهای کهنه ...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط