به سرت گر همه عالم

به سرت گر همه عالم
به سرم جمع شوند ؛
نتوان برد هوای تو
برون از سر من ...
دیدگاه ها (۱)

چای هم پیش کش ات !قهوه ای سوخته ی چشم تو را مینوشم ...

تو که دست‌هایم را بگیری شب از جانم بیرون می‌رودصبح، روشنایی ...

دارد پاییز می‌رسدانار نیستمکه برسم به دست‌های توبرگمپُر از ا...

من به قربان خدا چون مرا غمگین دید ، بهر خوشحالی من ، در دلم ...

" گر تو باشی میتوان صد سال بی جان زیستن؛ بی تو گر صد جان بود...

بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانمکه شادی در همه عالم ازین ...

عشق یعنیبه سرت هوای دلبر بزند...درد از عمق وجودت به دلت سر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط