روزگاریست مرا از تو خبر نیست که نیست

روزگاریست مرا از تو خبر نیست که نیست
به سرای دل من از تو اثر نیست که نیست
نه کسی از تو به سوی من دلمرده پیامی آرد
یا ز تو پیک و سلامی سوی من نیست که نیست
دیده از غصه ی هجران تو در خون بنشست
سینه را جز غم و حسرت به میان نیست که نیست .






علی امینی
دیدگاه ها (۳)

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط