من بودم و

من بودم و
دل بود و
کناری و
فراغی... این «عشق» کجا بود
که ناگه به میان جست...؟

#وحشی_بافقی
دیدگاه ها (۲)

هر چند نداری تو ز احساس، نشانی من عاشق لبخند توام، گر چه ندا...

عاشق که باشی پاییز که باشد باران که ببارد انار که هیچ سنگ هم...

گر عشق! مقصد است، خوشا لذت مسیر....

قافیه به قافیه می سرایمت اگر بخوانی ام دیگر همه چیز ردیف میش...

دلم میخواست الان کنارت باشم،🥺🤍دست بکشم رو موهات،باهات صحبت ک...

دگر درمان دردش دیر شد دلچه زود از سیر عالم سیر شد دلدل پیران...

دگر درمان دردش دیر شد دلچه زود از سِیْر عالم سیر شد دل..دلِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط