رفت؟؟؟

رفت؟؟؟
به همین سادگی گذشت از من و خاطراتی که برایم ساخت،
رفتنت انصاف نبود...
لعنتی وقتی هنوز به یادت شب ها تا صبح چشمانم میبارند...
انصاف نیست وقتی هنوز با فکرتو بند بند وجودم گرم میشود اصلا میدانی؟؟؟؟
هیچ چیز انصاف نبود، نه رفتن تو و نه عاشق شدن من...
عاشق تو شدن یک اشتباه زیبا بود، بیا و کاری کن تابه اشتباهم ادامه دهم.
بیا!!!!
دیدگاه ها (۳)

من و تو يك روز دست در دست كساني كه دوستشان داريم يكديگر را م...

میگن سیگار میکشی که بگی بزرگ شدینمیدونن سیگارو واسه این میکش...

وقتی توی خیابون بی هدف راه میری!وقتی دلت دیگه هله هوله نمیخو...

آرام بخواب!!!آسوده بخواب که من در اینجا جان میدهم...ارام بخو...

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

پارت پنجممممم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط