p

p2

فردا صبح ا.ت ویو
بلند شدم و کارام و کردم
یه لباس خفن پوشیدم ، آرایش لایت کردم
صبحونه خوردم و رفتم

داشتم همینجوری راه میرفتم که یه نره خری خورد بهم
+ حواست کجاست
ناشناس: ببخشید
هوفف از دست اینا معلوم نی چشونه
بعد چند مین رسیدم

مثل همیشه شلوغ بود البته که شبا به خلوت ترین شکل ممکن تغییر میکنه
مردم هی میخریدن و میرفتن
منم مثل تپه بارون زده هی حساب میکردم

ساعت کاری تموم شده بود مثل همیشه من
ساعت دو صبح طعتیل شدم
تا خونمون خیلی راه بود اما شنیده بودم یه مسیر کوتاه تر هم هست که خیلی خطرناکه
توش مافیا ، مع*تاد و متجا*وز ، پسرای که مست هستن زیاده
اما امشب خواستم یکم شجاع باشم
پس دلم و به دریا زدم و رفتم

راست میگفتن خیلی خطر ناک مخصوصا برای یه دختر
مثل سگ ترسیده بودم
پسرا داشتن دنبالم میومدن
همه چپ چپ نگاه میکردن انگار آدم ندیدن

سرعت مو زیاد کردم که خوردم به یه گروه پسر مست
پسر۱:عع بچه ها یه دختر (مست)
پسر ۴: زیر خواب خوبی میشه (مست ، پوزخند)
پسر ۳ : ول کنید بابا جیغ جیغ میکنه(مست)
پسر ۲: چقد خوشگله (مست)

داشتم از بغلشون رد میشدم که یکی شون بازو مو گرفت
پسر۵:هوی کجا با این عجله
+ و.. ولم ک.. کن
پسر ۵: لکنت گرفتی چیشده کوچولو
+ بهت م..می..میگم و..لم کن

پسره شروع کرد به بوسیدنم
منم مثل تمساح اشک میریختم(اشک تمساح🤣)
که بعد مدتی دیگه حس نکردمش
دیدم رفته اونور پیش دوستاش پس سریع زدم به چاک
داشتم تند میرفتم که حس کردم دستی رو کمرم حلقه شده

این همون پسره دیشبیه نیس ؟
+ من تورو جایی ندیدم ؟
_ دیشب
+ اینجا چیکار میکنی
_ برای قمار اومدم تو برا چی اینجایی
+ میخواستم راهم کوتاه تر شه
_ به قیمت دختر بودنت(عصبی)
+ فقط همین یبار بود
_ بیب دیگه این دور و ور نیا

بعد چند مین رسیدیم به یه ماشین
بعد بغلم کرد و سوزشی توی بازوم حس کردم
و سیاهی

کوک ویو
بیهوشی بهش زدم و گذاشتمش تو ماشین
داشتم به عمارت خودم میرفتم ( اون دو تا عمارت داره یکی خالیه یکی مامان و خواهرش اونجان)

گذاشتمش رو تخت و خودم هم بغلش کردم و خوابیدم ....
دیدگاه ها (۲)

اسلاید اول کاور فیکاسلاید ۲ لباس ا.ت p2اسلاید ۳ لباس کوک برا...

p3ا.ت ویو صبح با تابش نور به چشماماز خواب بیدار شدم اون پسر ...

اولین فیکشخصیت اصلی:کوک ، ا.ت شخصیت فرعی: اجوما ، فیلیپ ، لو...

شغل پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط