پارت

پارت ۲۹
لیسا: اولش باور نکردم ولی اون موقع به مردع که دقت کردم اون مرده یه تتو مار داشت بابام هم همین تتو رو داشت شکه بدی بهم وارد شد باورم نمیشد پدر خودم میخواست بکشتم وقتی این رو دیدم حالم خیلی بد شد با همون درد وحشتناکم بلند شدم و با همون لباس ها رفتم زیر دوش آب سرد جونگ کوک بهم گفته بود نباید آب بهم بخوره ولی اون لحظه هیچی حالیم نمیشد و فقط فکر های منفی ذهنم رو پر کرده بود
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۰لیسا: در حمام رو قفل و رفتم زیر دوش وقتی رفتم زیر دوش...

پارت ۳۱پرش پیش بقیه اعضا:کوک: رسیدیم خونه وسایل هارو گذاشتیم...

پارت ۲۸پرش به چند روز بعد: کوک: لیسا بهتر شده بود اما هنوزم ...

بچها نمیفهمم مشکلتون چیه چرا هر دفعه که اینو میزارم شما بازم...

l need you're body part 4پیام هاشو خوندم و اولش میخواستم جوا...

چندپارتی درخواستی

رمان: درد عشــقبارون می بارید و رعد برق باعث لرزیدن پنحره می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط