و الان...

و الان...
کسی دیگه منو نمی‌شناسه :)
بعد از اینکه اون همه بدبختی سرم آوردی (بستری شدن تو بیمارستان،یه عالمه قرص های افسردگی،خط های رو دستم،....) الان فقط خودم و خودم موندم و مطمئنم تو هم فراموش کردی
واقعا ممنون که کاری کردی افسرده بشم و اون همه بلا سرم بیاد
اگر اینو خوندی بدون نمیبخشمت
هر چند که اگر اینو بخونی شاید یادت نیاد چون من برات یه بازی بودم که هر وقت حوصله سر می‌رفت میومدی پیشم...
دیدگاه ها (۴)

اره رفیق 💔

همه ی شیاطین اینجا هستند..:)))

حوصلم....

هعیییی کجا رفتی رفیق عزیزم Pیادته باهم دیگه می‌رفتیم بیرون ؟...

پارت ۲۳:مبارزه(یوجین)از شدت سر دردی که داشتم مدام به موهام چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط