#زیر‌‌_آسمان‌_پاریس‌

#زیر‌‌_آسمان‌_پاریس‌

پارت 1


ده دقیقه گذشته بود ! دیرش شده بود .کوک سری لباس هاشو پوشید و از خونه زد بیرون تا جایی که امکان داشت میدوید . بالاخره رسید به مدرسه ، دستی به لباسش کشید ومرتبش کرد و وارد کلاس شد . چون سال جدید بود خیلیا به کلاسش اضافه شده بودن .کوک بعضی ها رو نمی شناخت وارد کلاس شد .خدا را شکر معلمش دعواش نکرده بود که روز اول مدرسه دیر کرده . رفت و پیش دوستاش نشست .

چند دقیقه بعد .

صدای زدن در امد ، با اجازه معلم در رو باز کرد . همه دهنشون باز مونده بود .یه دانش آموز جدید همراه با کت بلند قهویش که روی یونیفرمش رو گرفته بود و چشم های بزرگ مشکی با موهای مشکی وارد کلاس شد .نفس زنان گفت........

تنها در کانال teajeon@
دیدگاه ها (۱۲)

🖤 «پشت نیمکت آخر» — پارت ۱صبح دوشنبه، حیاط مدرسه مثل همیشه ش...

پارت سه کوک: نهمیسو: به هر حال که تو مدرسه میری بیا دیگه( کو...

پارت ۱۰روز بعد، نیلسو زودتر از همیشه وارد کلاس شد.کیفش را رو...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

My professorChapter:2Part:95تو محوطه مدرسه قدم میزناونجا پر ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁴﴿ویو ات﴾لیا دستم را محکم گرفته بود و تق...

شاگرد لوس من

پارت۲#پشت غرورت روز بعد، اِما زودتر از همیشه به مدرسه رسید.ه...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۱صبح، فلیکس زودتر از همیشه وارد مدرسه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط