part52
part52
.
.
+ خب میلک شیک ها برا شما اینام برا ما
بوم بعد برداشتن هات چاکلتش که بخار از روش بلند میشد یه قلپ ازش خورد و به خاطر گرمایی که تو بدن سردش جریان پیدا کرد لبخندی زد
×خوشمزست؟
+عالیه هیونگ بخور مطمئن باش
سوبین یه قلپ از نوشیدنی گرم جلوش نوشید
×خب.. اونقدرام بد نیست ولی من هنوز اسپرسو رو ترجیح میدم!
+اصلا عوض نمیشی، یونجون هیونگ یه قلپ میخوای؟
یونجون که هنوزم با نی داشت میلک شیکشو میخورد با حرف بوم نگاهی بهش کرد
_خوشم نمیاد ازش! کلا از چیزای گرم خوشم نمیاد
+این دیگه چه وسواس غذاییه؟ ابنجوری نمیشه یه قلپ ازش امتحان کن
ماگشو نزدیک لبای یون برد ولی بعدش منصرف شد و دستمال برداشت تا اول جایی که قبلا ازش نوشیده بود رو تمیز کنه که یونجون دست بوم که هات چاکلت توش بودو گرفت و سمت دهنش برد و از همون جایی که بوم نوشیده بود،نوشید و باعث شد بوم از این کارش تعجب کنه
_یادت رفته من بیشتر از این پیش رفتم؟ حیفه طعم لباتو از روش پاک کنی
یونجون اینو در حالی که سرشو نزدیک گوش بوم برده بود زمزمه کرد و باعث شد موهای تن بوم از این لحنش سیخ بشه.. این الان یه کیس غیر مستقیم بود؟ درسته اونا قبل حتی یه بوسه طولانب تر هم داشتن ولی نمیدونست چرا اون حرکت قلبشو به تپش انداخت
~بوم میشه منم یکم ازش امتحان کنم؟
یونجون دستمال کاغذی ای به بوم داد تا جای لباوش از رو ماگ پاک کنه و بوم هم همین کارو کرد.. نمیشد که بین یونجون و کریس فرقی نباشه؟ خب بهتره بگیم یونجون این اجازرو نمیداد، کریس بعد مزه کردن هات چاکلت بوم سرشو تکون داد
~مزش واقعا خوبه مگه نه یونجون؟
_اره واقعا عالیه
گفت و با پوزخند به بوم نگاه کرد، خب کی میدونه منظور یونجون چیز دیگه ای بود یا نه؟
بوم میلک شیک یونجون رو گرفت و نی رو داخل دهنش برد و یکم ازش خورد و به خاطر سردیش چشماشو فشرد
+مزش خوبه ولی چرا اینقدر سرده؟
رو به یون گفت
یونجون با نگاهی که حالا پوزخندی روش نبود به بوم گه داشت یه بار دیگه از نوشیدنیش میخورد نگاه کرد.. یاد اون روز افتاد..
*فلش بک*
_گفتم که خوشم نمیاد!
+یونجون! بهت گفتم فقط یه قلپ
بومگیو با دستکش های مشکیش لیوانشو با دو دست گرفته بود و سمت یونجون برد تا با وجود اصرارش یکم ازش مزه کنه!
یونجون با تردید و صورتی درهم کشیده نزدیک شد و یه قلپ از نوشیدنی پسر کوچیکتر رو نوشید که به خاطر داغیش زبونش سوخت
_آی چرا اینقدر داغه؟ لعنتی!
بومگیو با خنده ای ناباورانه به بونجون خیره شد
+ مگه عقل تو کلت نداری قبل خوردن یه فوت بکنی؟
_عمدا این کارو کردی نه؟
یونجون با نگاهی مشکوک به بومگیو خیره شد
+هی! من مثل تو لاشی نیستم کرم بریزم ولی شاید.. اره از عمد بود
گفت و خنده ای از ته دلش کرد که باعث شد یونجونم سوزش زبونشو فراموش کنه و خنده ای بکنه... نگاه کردن به خندت های بومگیو براش بهترین چیز بود.!
*پایان فلش بک*
(چرا اینقدر بهت اجازه میدم هرکاری میخوای باهام بکنی؟)
+چیشده؟ ناراحت شدی از نوشیدنیت خوردم؟
_نه.. حالم یکم خوب نیست میرم قدم بزنم
+ هی پس نوشیدنیت چی؟
_تو بخورش اینم بخشندگی جناب چوی!
با لبخند فیکی به بوم فگت و بلند شد تا قدم بزنه
°هیونگ همیشه اینطوره؟ چرا تو یه لحظه مودش عوض میشه؟
×همیشه همین بود.. اون به احساسات کسی اهمیت نمیده
+ هی هیونگ این چه حرفیه؟ اون فقط حالش خوب نیست وگرنه اونقدرام بی احساس نیست
کریس تو سکوت به حرفای اونا گوش میکرد و پوزخنذی زد و رفتن یونجون رو تماشا کرد.
~به زودی معلوم میشه جناب چوی!
.
.
+ خب میلک شیک ها برا شما اینام برا ما
بوم بعد برداشتن هات چاکلتش که بخار از روش بلند میشد یه قلپ ازش خورد و به خاطر گرمایی که تو بدن سردش جریان پیدا کرد لبخندی زد
×خوشمزست؟
+عالیه هیونگ بخور مطمئن باش
سوبین یه قلپ از نوشیدنی گرم جلوش نوشید
×خب.. اونقدرام بد نیست ولی من هنوز اسپرسو رو ترجیح میدم!
+اصلا عوض نمیشی، یونجون هیونگ یه قلپ میخوای؟
یونجون که هنوزم با نی داشت میلک شیکشو میخورد با حرف بوم نگاهی بهش کرد
_خوشم نمیاد ازش! کلا از چیزای گرم خوشم نمیاد
+این دیگه چه وسواس غذاییه؟ ابنجوری نمیشه یه قلپ ازش امتحان کن
ماگشو نزدیک لبای یون برد ولی بعدش منصرف شد و دستمال برداشت تا اول جایی که قبلا ازش نوشیده بود رو تمیز کنه که یونجون دست بوم که هات چاکلت توش بودو گرفت و سمت دهنش برد و از همون جایی که بوم نوشیده بود،نوشید و باعث شد بوم از این کارش تعجب کنه
_یادت رفته من بیشتر از این پیش رفتم؟ حیفه طعم لباتو از روش پاک کنی
یونجون اینو در حالی که سرشو نزدیک گوش بوم برده بود زمزمه کرد و باعث شد موهای تن بوم از این لحنش سیخ بشه.. این الان یه کیس غیر مستقیم بود؟ درسته اونا قبل حتی یه بوسه طولانب تر هم داشتن ولی نمیدونست چرا اون حرکت قلبشو به تپش انداخت
~بوم میشه منم یکم ازش امتحان کنم؟
یونجون دستمال کاغذی ای به بوم داد تا جای لباوش از رو ماگ پاک کنه و بوم هم همین کارو کرد.. نمیشد که بین یونجون و کریس فرقی نباشه؟ خب بهتره بگیم یونجون این اجازرو نمیداد، کریس بعد مزه کردن هات چاکلت بوم سرشو تکون داد
~مزش واقعا خوبه مگه نه یونجون؟
_اره واقعا عالیه
گفت و با پوزخند به بوم نگاه کرد، خب کی میدونه منظور یونجون چیز دیگه ای بود یا نه؟
بوم میلک شیک یونجون رو گرفت و نی رو داخل دهنش برد و یکم ازش خورد و به خاطر سردیش چشماشو فشرد
+مزش خوبه ولی چرا اینقدر سرده؟
رو به یون گفت
یونجون با نگاهی که حالا پوزخندی روش نبود به بوم گه داشت یه بار دیگه از نوشیدنیش میخورد نگاه کرد.. یاد اون روز افتاد..
*فلش بک*
_گفتم که خوشم نمیاد!
+یونجون! بهت گفتم فقط یه قلپ
بومگیو با دستکش های مشکیش لیوانشو با دو دست گرفته بود و سمت یونجون برد تا با وجود اصرارش یکم ازش مزه کنه!
یونجون با تردید و صورتی درهم کشیده نزدیک شد و یه قلپ از نوشیدنی پسر کوچیکتر رو نوشید که به خاطر داغیش زبونش سوخت
_آی چرا اینقدر داغه؟ لعنتی!
بومگیو با خنده ای ناباورانه به بونجون خیره شد
+ مگه عقل تو کلت نداری قبل خوردن یه فوت بکنی؟
_عمدا این کارو کردی نه؟
یونجون با نگاهی مشکوک به بومگیو خیره شد
+هی! من مثل تو لاشی نیستم کرم بریزم ولی شاید.. اره از عمد بود
گفت و خنده ای از ته دلش کرد که باعث شد یونجونم سوزش زبونشو فراموش کنه و خنده ای بکنه... نگاه کردن به خندت های بومگیو براش بهترین چیز بود.!
*پایان فلش بک*
(چرا اینقدر بهت اجازه میدم هرکاری میخوای باهام بکنی؟)
+چیشده؟ ناراحت شدی از نوشیدنیت خوردم؟
_نه.. حالم یکم خوب نیست میرم قدم بزنم
+ هی پس نوشیدنیت چی؟
_تو بخورش اینم بخشندگی جناب چوی!
با لبخند فیکی به بوم فگت و بلند شد تا قدم بزنه
°هیونگ همیشه اینطوره؟ چرا تو یه لحظه مودش عوض میشه؟
×همیشه همین بود.. اون به احساسات کسی اهمیت نمیده
+ هی هیونگ این چه حرفیه؟ اون فقط حالش خوب نیست وگرنه اونقدرام بی احساس نیست
کریس تو سکوت به حرفای اونا گوش میکرد و پوزخنذی زد و رفتن یونجون رو تماشا کرد.
~به زودی معلوم میشه جناب چوی!
- ۷۳۹
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط