ویو شب بعد از عروسی

ویو شب بعد از عروسی
رفتیم خونه با کلی زور و بدبختی کوک رو از اتاق بیرون کردم همین که اومدم لباسمو در بیارم به یه چیزی پی بردم
دستم به زیپ لباسم نمی‌نمیرسیددد
وادافاکککک نه نهههه نمیخامممم
با هزار بدبختی و کلنجار رفتن با خودم بالاخره صداش زدم
م‌ج:جانگ کوک(اروم)
کوک:جونم بیبی
م‌ج:میشه زیپ لباسمو وا کنی دستم نمیرسه
کوک:اوکیه ولی در عوضش بوس میخامااا
م‌ج:باشه وازش کن
زیپم رو باز کرد اومدم برگردم که بغلم کرد و انداختتم رو تخت و روم خیمه زد هنگ کرده بودم آخه چرااااا
م‌ج:چیکار میکنی ولم کن عههههه برو اونوررررر
کوک:هیسس گرل اروم باش درد نداره قول میدم





برا ادامش نظر بدید که بزارم یا سانسور کنم اگه میخاید بزارم پیویم پیام بدید اگه نه هم بگید که سانسور کنم
دیدگاه ها (۱۴)

کوک:با خودم کلاس داری هواتو دارم نگران نباش بیبیم‌ج:نمیخاااا...

ویو م‌جبیبی گرلم و مرضضضض هوفف آرومم کم کم رفتم پایین و سوار...

ببخشید بابت تاخیر زیاددفلش بک میریم روز عروسیویو م‌جصب پاشدم...

م‌ج:میخان من ب زور ازدواج کنمکوک:کی میخاد بیبم‌ج:کوفت و بیب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط