مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت.
مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت.
روان پزشک پاسخ داد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند
نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی ، مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم!!
#Mahdi
روان پزشک پاسخ داد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند
نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی ، مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم!!
#Mahdi
- ۴۱۶
- ۰۳ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط