نگاه که میکنی دلم تمام لرزش زمانه را

نگاه که میکنی دلم تمام لرزش زمانه را

به زیرپای خویش سجده میکند سکوت

واژه های خیس من به وسعت تمام بیت

های شعر توچه عاشق نه میشود ولی تو

میان قلب من چه بیصدا عبور میکنی

تمام لحظه های شعرمن چه با صفا سرور
میکنی سکوت واژه های خیس من

وسعت تمام بیت های شعرتوشنیدنی

ست فقط کمی خجالتی ست زیربارش

حضورتوکنون چه گویمت عزیزبه زیر

پای عشق تومنم که چاره میکنم......
دیدگاه ها (۱)

نگاه که میکنی دلم تمام لرزش زمانه را به زیرپای خویش سجدهمی...

دکتر نشست و گفت: که امروز بدتری! پس از خدا بخواه که طاقت بیا...

عیسی اسدی شاعر تهرانی

در لبه فراموشی...

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

آقای قالیباف حیف سردار که رفیقت بود کاشکی مثل سردار بودی ولی...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط