HETE IN LOVE

HETE IN LOVE
ᴘᴀʀᴛ•³
ولی در کسری از ثانیه اخم بدی روی صورتش شکل گرفت، ولی هوانگ بی اعتنا به اون اخم خندید
"بهت نمیاد عصبی بشی جوجو"
پسر عصبانی رو به روش با یک قدم خودشو بهش نزدیک کرد و با همون چهره عصبی و صدای بم در گوشش زمزمه کرد
" ببین میتونم همین الان اینجا کارتو بسازم سر به سرم نزار و بزن به چاک"
با این حرفش هوانگ دیگه نتونست خودشو کنترل کنه و زد زیر خنده
و از اون ور فلیکس صد برابر بدتر اعصابش بهم ریخت و با یه حرکت به خودش فن تاتسوکی¹ رو روی مرد اجرا کرد
هر کسی که اون اطراف بود شوکه شده بود.
نه بخاطر حرکت بخاطر اینکه یه نفر جرعت کرده بود هوانگ هیونجینو بزنه!
"بهت گفتم رو اعصابم نرو، اینم شد نتیجش"
این رو گفت و هوانگ رو تنها گذاشت
هیونجین هنوز توی شوک حرکتی بود که بهش زده
"قـ... قربان؟"
"حالتون خوبه جناب؟"
"این همون راننده استرالیایی بود؟ چطور جرعت کرده همچین کاری کنه؟"
"میخواین یه درس درست حسابی بهش بدیم؟"
افراد زیادی دورش حلقه زده بودن و حرف میزدن
"خفه شین"
با دادی که هوانگ زد همه ساکت شدن
بلند شدو خاک روی لباساش رو تمیز کرد
دستشو روی جای ضربه گذاشت...
کبود و در عین حال خونی بود
گوشیش رو برداشت و با یکی از افرادش تماس گرفت
"کجایی؟"
"قربان.. دم در منتظرتونم"
گوشیو قطع کرد و بی اعتنا به حرفای بقیه اونجارو ترک کرد
"یه جوجه اردک زشت بی اعصاب... جالبه"
"هی... دیوونه چیکار کردی با خودت"
سرشو به طرف صدا چرخوند
بله لینو هیونگ عزیزش.. حتما میخواد تیکه بندازه
"هیونگ اگه میخوای رو اعصابم راه بری و تیکه بندازی از الان میگم خفه شو"
لینو در حالی که بطری آب یخ زده رو روی گونه کبود دونسنگ عزیزش میزاشت خندید
"باورم نمیشه بعد اینکه باخت زد اینجوری صورتتو بی ریخت کرد"
بطری رو بیشتر فشرد و این باعث شد هیون دردش بگیره
"با کی میری؟"
"رانندم دم در منتظره"
"بهش بگو بره امشب میای خونه من"
" امشب واقعا حوصله ندارم تو و اون دوستپسر احمقتو ندارم"
"هان امشب نیست، یه سر رفته پیش مامان و باباش من تنهام.."
هوانگ لبخندی به صدای اروم هیونگش زد
"مطمئنی رفته اونجا؟ شاید کات کردین؟"
و با این حرفش بطری بیشتر روی کبودی فشرده شد
"آخ... باشه باشه غلط کردم"
"افرین دونسنگ خوبی باش و زر اضافه نزن"
ــــــــــــــــــــــــــ
تاتسوکی¹:(یکی از حرکات کاراته) ضربه مشت به صورت عمودی یک تکنیک اساسی است اما اجرای صحیح و قدرتمند آن نیاز به تمرین دارد
دیدگاه ها (۶)

سناریو

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۶" در آغوش رویای آبی ات " ...

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

شاید جالب باشه بدونید این چهره‌ی مظلومی که رسانه‌های سطلیدار...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

چندپارتی جونگ کوک

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط