خدایا

خدایا...
از بد کردن آدمہایت شکایت داشتم
بہ درگاهت...
اما شکایتم را پس مےگیرم...
من نفہمیدم...
فراموش کرده بودم کہ بدے را خلق کردے تا
هر زمان کہ دلم گرفت از آدمہایت،
نگاهم بہ تو باشد...

گاهے فراموش مےکنم کہ وقتے
کسے کنار من نیست،
معنایش این نیست کہ تنہایم
معنایش این است کہ همہ را کنار زدے تا
خودم باشم و خودت...

با تو تنہایے معنا ندارد...
مانده ام تو را نداشتم چہ مےکردم...
دوستت دارم خداے من...
دیدگاه ها (۹)

هـــــے دنیا من مغـــــرورممرا که می بینی این نیستممن هر ر...

یک روز می‌بینم بگردی سخت دنبالم این‌ها همه بازی تقدیر است،می...

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند دوستت دارم،یا شاید اصلا به ز...

.همه جوان‌ها بالاخره یک روز عاشق می‌شوند ...!ولی همه زندگی ب...

خدایا ...از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت ، اما شکای...

خدایا ...از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت ، اما شکای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط