خدایا...

خدایا...
از بد کردن آدمہایت شکایت داشتم
بہ درگاهت...
اما شکایتم را پس مےگیرم...
من نفہمیدم...
فراموش کرده بودم کہ بدے را خلق کردے تا
هر زمان کہ دلم گرفت از آدمہایت،
نگاهم بہ تو باشد...

گاهے فراموش مےکنم کہ وقتے
کسے کنار من نیست،
معنایش این نیست کہ تنہایم
معنایش این است کہ همہ را کنار زدے تا
خودم باشم و خودت...

با تو تنہایے معنا ندارد...
مانده ام تو را نداشتم چہ مےکردم...
دوستت دارم خداے من...
دیدگاه ها (۹)

خدایـــــا…از بــد کردن آدمهایتــــشکایتـــــ داشتـــــم به ...

جونگکوکا تو واقعا داره ۲۹ سالت میشه؟ ‌ولی تو هنوز برای ما آر...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

- خداحافظی من از تو انقدر تلخ بود که خودم هم تموم شدم...حالم...

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

🔥 BTS Reaction | وقتی توی خیابون با یه پسر می‌بیننتنامجون:هم...

My lovely neighbor part : 83

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط