سناریو
#سناریو
وقتی تاب سواری می کنیم سرعتش خیلی بالا می ره می افتیم تو بغلشون
نامجون:هوی هوی آروم ات خوبی
ات:ا ا ا اره خوبم
جین: چیکار می کنی حواست باشه الان صورت قشنگم خراب می شه
ات:🥺
جیهوپ: خوبی عشقم چرا اینقدر بی احتیاطی کردی
ات: ببخشید 🥺
جیمین: عشقم قربونت برم خوبی چیزیت نشده
ات: نه خوبم🥺😭
جیمین: باشه باشه ( بغلت می کنه)
یونگی: به به خانم خوشگله چیزیت نشده که
ات: یکم پاهام درد می کنه
یونگی: اشکالی نداره ( بلندت می کنه می ذاره رو تخت استراحت کنه)
تهیونگ: خانم خوشگله خوبی ولی چه جای خوبی افتادی😈
ات:از دست تو 🥺😭
جونکوک: عشقم چیزی می خوای پریدی بغلم 😈
ات: نه به خدا .. ای خدا چرا افتادم بغل این
جونکوک: دیگه دیره
«نظرات »
وقتی تاب سواری می کنیم سرعتش خیلی بالا می ره می افتیم تو بغلشون
نامجون:هوی هوی آروم ات خوبی
ات:ا ا ا اره خوبم
جین: چیکار می کنی حواست باشه الان صورت قشنگم خراب می شه
ات:🥺
جیهوپ: خوبی عشقم چرا اینقدر بی احتیاطی کردی
ات: ببخشید 🥺
جیمین: عشقم قربونت برم خوبی چیزیت نشده
ات: نه خوبم🥺😭
جیمین: باشه باشه ( بغلت می کنه)
یونگی: به به خانم خوشگله چیزیت نشده که
ات: یکم پاهام درد می کنه
یونگی: اشکالی نداره ( بلندت می کنه می ذاره رو تخت استراحت کنه)
تهیونگ: خانم خوشگله خوبی ولی چه جای خوبی افتادی😈
ات:از دست تو 🥺😭
جونکوک: عشقم چیزی می خوای پریدی بغلم 😈
ات: نه به خدا .. ای خدا چرا افتادم بغل این
جونکوک: دیگه دیره
«نظرات »
- ۱۸۸
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط