دَردهایم نِوِشته شُد

دَردهایم نِوِشته شُد
تشویق شدم
که چه سلیقه ای دارم
که به دِل مینِشینَند
که آدم افسرده ای هستم
کاش زمانی
که نوشته هایم را به نامِ
خودَت میزَنی
دَرد هایم را برداری
ببَریشان پارک
تا بازی کُنند
بَعد همان جا رهایشان کُنی
این دَردها تمامی ندارند اِنگار
مثلِ سَرطان است لامَذهب
ریشه میدَوانَد دَر تَمامِ مَن
و اَمان از این
باران
کاش تو
تنها برایِ نوشته هایم اسمَت را بخواهی
کاش دَرد هایم نامَت را به خاطر نیاورند
این را که کُپی کَردی
آهنگی بِگذار
و تنهایی برقص
پنجره هارا باز بگذار
نفس عمیق بکش
داد بزن دَرد بَد است
و تمام
نوشته ها خوبند
درد بد است جانم،درد!!!!!!!!
دیدگاه ها (۵)

باید محکم تر میزدیباید حرف هایت را طوری محکم میزدیتوی گوشم ک...

این منم سرکش و رها با نگاهی که گرچه مهربان است اما تا عمق هر...

هر که دارد هوس دربدری بسم الله...

اینقدر چیزهایی را که میدانم، برایم دوره نکنبدبختی هایم را تک...

درخت توت

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط