مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده

مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی بینم
قناعت می کنم
با درد چون درمان نمی یابم
تحمل می کنم با زخم ،
چون مرحم نمی بینم 🍃🖤
دیدگاه ها (۰)

این که بهار است یا پاییز چه فرقی می کند بی تو هر فصلی نامش م...

باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه..خانه ات کو؟ خانه ام ک...

شاید دل من عروسکی از چوب است....مثل قصه پینوکیو محبوب است......

چه زیبا گفت مولا ناای اشک اهسته بریز غم زیاد استای شمع اهسته...

🚩 غضنفری: آیا مرا به جرم دفاع از رهبری و مجلس خبرگان محکوم ک...

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

آرزو داشتم با هنر خودم درد دل کنم و آن‌چه را که ناگفتنی است،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط