سال ها ایل پر از گریه و دلتنگی بود

سال ها ایل پر از گریه و دلتنگی بود
مثل هر ایلِ دگر ، دستِ علازنگی بود

مردها نیمه شبی ، شورِ شبیخون کردند
دیو را از گذرِ طایفه بیرون کردند

دیگر این ایل ، همان ایل شباهنگی نیست
هفت لنگان همه رفتند و چارلنگی نیست

ایل من با توام آن دره و آن تنگ کجاست
کوه تاراز کجا مرده و کوهرنگ کجاست

تقدیم به همه ی مردم عزیز بختیاری ایران زمین
دیدگاه ها (۴)

دخترک چوقاباف ایل عشقدستان مهربانتعشق را نقش میزنددر تارپود ...

مُو چنو بختُم بدهولا طالُم سیاهههر چی که خووی ایکُنُمولا ایگ...

خب چیه مگه؟؟میخواد تسلط بیشتری رو غذاش داشته باشه

روش صحیح درس خواندن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط