بی واژه..

بی واژه..
دیدگاه ها (۳)

انتها....

و تو میدانی پشت پنجره ها چقدر آدمِ چشم انتظار پیر شدند و مید...

جمع باش ای دل که این وقتِ پریشان بگذردگرچه مشکل مینماید لیک ...

گر خورم خونِ دل از مَردمکِ دیده رواستکه چرا دل به جگر گوشه ی...

بی واژه

واژه خر اگه عکس بود:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط