-با گریه می نویسم:

-با گریه می نویسم:

از خواب ؛
با گریه پا شدم .

دستم هنوز ؛
در گردن بلند تو آویخته ست
و عطر گیسوان سیاه تو با لبم آمیخته ست

دیدار شد میسر و
با گریه پا شدم….
دیدگاه ها (۱)

گاهی بیشتر از یک شال پشمییا یک پالتوی چرم،صدای نفس های کسی ا...

باید همان روز که گفتی دوستت دارممی مُردمتا دوست داشتنت را با...

زمانبرای آنهایی که در انتظارند آهسته استبرای آنهایی که نگران...

زندگیحکمت اوستچند برگی را تو ورق خواهی زدما بقی را قسمتقسمتت...

Part ²⁴کوک ویواز چشمم دور نموند یعنی چی گفت که ات حالش انقدر...

سناریووقتی دعوا میکنید دستش رو بلند میکنه که بزنه دستش رو می...

عمارت مافیا ✨🍷دیدگاه جونگکوک: یک لباس خواب سیاه و تحریک آمیز...

پارت ۲

پارت پنجمیسو: خانم لیننامجوک: خانم لین داداشش تهجون مردهکوک:...

سفید و سیاه🤍🖤پارت هشتم⚡️# قسمت ۸: «نزدیک‌تر» 🤍🖤**صحنه ۱ - دا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط