بسلامتی...

بسلامتی...

رفیقایی که تا تهش موندن

بسلامتی

اون رفیقی که فکر کردم پشتم؛ چون اون هست گرمه

ولی نگو

این گرما؛گرمای خونی بود که

 رفیقا خنجرشو خودشون بهم زدن
دیدگاه ها (۱۲)

★彡   Part 26 彡★ وارد اتاقم که شدیم، با گرمای شدید مواجه شدم....

پارت هشتم باد توی خیابون های سئول به رقص دراومده بود.من فقط ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

I'm not jealous part 56دستمو پشت گردنش گذاشتم و عمیق و محکم ...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

نمیدونم کدومتون تا حالا کرگدن رو خوندید اما من سالها پیش اون...

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۲رف...

^فیک جونگکوک^(پارت‌؟)

چشمم از نگاهش فروریخت.سریع به سمت یکی از گل‌های بزرگ و پرزرق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط