Part9:

«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
بعد غذا تصمیم گرفتم امشب تغییراتی تو خودم ایجاد کنم!
رفتم پیش مامانم و گفتم:(مامانش داره ظرف میشوره)
+اومااااا🥺من میخوام... میخوام...
*ای باباااا!بگو دیگه،
+میخوام ناخن بکارم🤧
*خب؟
+خب؟خب میزاری؟
*راستش الان اره چون...
+چون؟
*مهمونیه مهمیه!(دروغ میگه😏)
+اهان اوکی پ من برم اماده شم.
*باشه😊
رفتم بالا و وارد اتاقم شدم کههههه؛خشکم زد😯
چقدر شلختسسسس🤦🏻‍♀️
ولی بی اهمیت رفتم اماده شم.
با پوشیدن لباسم و زدن عطر شیرینم گوشیم رو برداشتم وبا بستن موهام رفتم💘
داشتم از پله ها پایین میرفتم که....
☆کجا؟
+بیرون
☆درست جواب بده کجای بیرون؟
+واااا!اصلا چرا باید جواب بدم؟(اتم ادم خوره😏)
☆خیلی پرویی(میاد سمت ات به قصد نیشگون گرفتن)
+اوکی اوکی!گوه خوردممم🥴
☆اهان حالا شد!کجاااا؟
+میرم ارایشگاه!
☆چرا؟
+ناخن بکارم😎
☆اوووو😑منم میام•
+نچ نچ نموشه😏
☆چی؟(نگاه ترسناک)
+میگم نمیشه نیای که!(رید به خودش🙋🏻‍♀️)
☆پ صبر کن
+اوک
به اجبار قبول کردم!
یک ربع بعد:
اری اومد.
☆امادم بریم🙃
+اوک.
رفتیم...
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️‍🩹
اسلاید دوم لباس ات💞
اسلاید سوم لباس اری💞
دیدگاه ها (۳)

کاورمون شد....پارک چهیونگ(همون پاستای خودمون♡)اسم دختر دومیه...

(: 💔

مویچیرو فراموش کرده💔🥺

نمیدونستی؟بدون😏

part= 9

نام فیک: عشق مخفیPart: 44فردا*ویو ات*با دلدرد شدید از خواب ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط