عاشقانه های یک شوهر شکمو
عاشقانه های یک شوهر شکمو
کتلتت ای بلا مرا کشته
املتت دلبرا مرا کشته
آش هایت اگر چه باحالند
طعم آن قیمه ها مرا کشته
این سوالت که ظهر چی بپزم
مرغ ، ماهیچه یا.... مرا کشته
این که تا از اداره می آیم
چیده ای سفره را مرا کشته
از سر سفره هم صدا زدنت
که کجایی بیا مرا کشته
بوی سوپت که می کند مدهوش
می برد در کما مرا کشته
بد گرفتار قرمه سبزیتم
مثل لازانیا مرا کشته
دست هایت که با هنرمندی
می پزد پیتزا مرا کشته
استرس های ناب ودلسوزیت
که نسوزد غذا مرا کشته
من اگر پای سفره جان بدهم
دیس لوبیا پلوت مرا کشته
تقدیم به خانمهای هنرمند و کدبانو
و
آقایون شکمووووو
کتلتت ای بلا مرا کشته
املتت دلبرا مرا کشته
آش هایت اگر چه باحالند
طعم آن قیمه ها مرا کشته
این سوالت که ظهر چی بپزم
مرغ ، ماهیچه یا.... مرا کشته
این که تا از اداره می آیم
چیده ای سفره را مرا کشته
از سر سفره هم صدا زدنت
که کجایی بیا مرا کشته
بوی سوپت که می کند مدهوش
می برد در کما مرا کشته
بد گرفتار قرمه سبزیتم
مثل لازانیا مرا کشته
دست هایت که با هنرمندی
می پزد پیتزا مرا کشته
استرس های ناب ودلسوزیت
که نسوزد غذا مرا کشته
من اگر پای سفره جان بدهم
دیس لوبیا پلوت مرا کشته
تقدیم به خانمهای هنرمند و کدبانو
و
آقایون شکمووووو
- ۱.۳k
- ۲۴ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط