ماه من نیست در این
ماه من نیست در این
قافله راهش ندهید'
کاروان بار نبندد شب
اگر ماهش نیست'
آنقَدَر بی تو در این شهر مریضم که نگو
آنقَدَر دوری تو داده عذابم که نگو
مثل یک پیچک غمگین شده از رفتن تو
تا بیایی همه جا در تب و تابم که نگو
فکر کردی بروی مثل تو آرام شوم
به خدا کوره ی سوزان و مذابم که نگو
ناگهان دست به دامان خرافات شدم
آنقَدَر دلخوش آن وقت جوابم که نگو
خنده دارست ولی عشق کجا عقل کجاست
دل پشیمان شده ی درس و کتابم که نگو
با تو انگار شب و روزِ خدا مال من است
بی تو آنقدر تهی مثل حبابم که نگو
دوست دارم همه ی فاصله هاکم بشود
توی آغوش تو آنقدر بخوابم که فراموشت بشوم
قافله راهش ندهید'
کاروان بار نبندد شب
اگر ماهش نیست'
آنقَدَر بی تو در این شهر مریضم که نگو
آنقَدَر دوری تو داده عذابم که نگو
مثل یک پیچک غمگین شده از رفتن تو
تا بیایی همه جا در تب و تابم که نگو
فکر کردی بروی مثل تو آرام شوم
به خدا کوره ی سوزان و مذابم که نگو
ناگهان دست به دامان خرافات شدم
آنقَدَر دلخوش آن وقت جوابم که نگو
خنده دارست ولی عشق کجا عقل کجاست
دل پشیمان شده ی درس و کتابم که نگو
با تو انگار شب و روزِ خدا مال من است
بی تو آنقدر تهی مثل حبابم که نگو
دوست دارم همه ی فاصله هاکم بشود
توی آغوش تو آنقدر بخوابم که فراموشت بشوم
- ۸۱۴
- ۲۶ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط