loveingorhateing

#loveing_or_hateing
#Part27



تهیونگ بود!با عربده گفت
_جئون کجاست؟
من رفتم پیشش و گفتم
+ته ته آروم باش خواهش میکنم شر درست نکن
تهیونگ با یه لحن آرامش بخشی گفت
_ا.ت میدونی که من الان خیلی عصبانیم خواهش میکنم بیشتر از این عصبانیم نکن
جئون اومد
_هااااا کیم چته؟؟عمارت رو گذاشتی رو سرت؟
وای قبر خودتو کندی جئون
تهیونگ یقه‌ی جئون رو گرفت و اون رو به دیوار چسبوند و با عربده گفت
_به چه جراتی با خواهرم رابطه ج/نسی داشتی بی/ناموس؟؟
جیون هم با عربده گفت
_آهاااااا اگه جین به سولی ت/جاوز کنه اشکالی نداره ولی اگه من به ا.ت ت/جاوز کنم اشکال داره هاااااااا؟
تهیونگ یه مشت زد تو صورت جئون و با عربده گفت
_اونوقت هردوتاشون مست و ت/حریک شده بودن ولی تو یکمم که شده هوشیار بودی و به جای اینکه کاری نداشته باشی از مست بودن ا.ت سو استفاده کردی و بهش ت/جاوز کردی!!
اونا رو از هم جدا کردمو با یه عربده وحشتناک تر از عربده هردوتاشون گفتم
+کافیهههه چرا همه چیز رو سعی میکنین با دعوا خون ریزی حل کنین ک/صکش های ک/یری د آخه خارک/صه های بی/ناموس مث آدم بشینید ک/صشعر بگین بعد اگه لازم شد بیاید ک/صکش بازی کنید ک/صمغز های ک/ونی
هردوتاشون مثل بچه های پنج ساله ر/یده بودن تو خودشون که رفتن روی مبل نشستن که من گفتم
+تهیونگ به جین زنگ بزن بگو بیاد اینجا
با لکنت و لرزش گفت
_آخه.....
حرفش رو قطع کردم و با عربده گفتم
+زنگ میزنی یه یکی بکوبم تو دهنت؟
با لکنت گفت
_چ.....چشم
با عصبانیت رو به جئون گفتم
+به سولی بگو به رو دفتر تو
_چی چرا؟
عربده کشیدم
+همین که گفتم زود بگو بره تو دفتر وگرنه همون ک/یری رو که کردی توم رو میبرم میکنم تو دهنت
با مظلومیت رفت به سمت اتاق سولی
+به جین گفتی بیاد یا نه؟
_گفتم آبجی
+باشه خودتم برو لباساتو عوض کن بعد بیا
با لحن کیوتی گفت
_لباس های کیو بپوشم خو
+لباس های جئون رو
_چشم
اونم رفت تو اتاق‌ جئون
هعی خدا عجب‌ گیری کردیم
فلش بک به چند دقیقه بعد وقتی جین اومد
جین گفت
_چیشده چرا آوردینم اینجا؟
+داداش باهات یه کار خیلی مهمی دارم که باید باید زود تر از الان این کارو انجام می‌دادیم
جین با نگرانی گفت
_چیشده ؟
دستش رو گرفتم و به سمت دفتر‌ جئون رفتیم
همین که در رو باز کردیم و وارد دفتر شدیم جین و سولی بغض کردن و چشم های جئون سرخ شدن
با عربده جوری که بترسن گفتم
+تهیونگ و جئون گمشید بیرون!
با مظلومیت خاصی هر دو رفتن بیرون و جین کنار سولی نشست و من روبه‌روی هر دوتاشون نشستم
+خب قضیه رو کامل بهم توضیح بدید اگه ناقص توضیح بدید درتون میزارم
سولی شروع کرد
_من و دوستام باهم رفته بودیم کلاب که ظاهرا جین هم با دوستاش اومده بود کلاب اون لحظه که من جین رو دیدم روش کراش زدمو به دوستام گفتم اون پسره رو ببینید چقد جذابه اونا هم تایید کردنو گفتن اره خیلی جذابه نظرت چیه اون رو به شوهر آینده‌ات تبدیل کنیم؟؟منم گفتم باشه و دوستام رفتن و به جین گفتن که روش کراش زدم و جین هم متقابلا گفت منم روت کراشم سولی اون لحظه خواستیم باهم رل بزنیم و زدیم ولی یه نفر توی مشروبی که میخوردیم قرص ت/حریک کننده ریخت و اون اتفاق ها افتاد
پس عمدی نبود
که جین گفت




منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا



خمارییییییییی

نویسنده:#اد_تهیونگ
دیدگاه ها (۱)

#loveing_or_hateing #Part28_اره راس میگه منم اولین باری که د...

#loveing_or_hateing #Part29چون سولی و جین تو اون اتاق بودن ر...

#loveing_or_hateing #Part26صبح با سر درد شدیدی از خواب پاشدم...

#loveing_or_hateing#Part25فلش بک به ساعت ۱۲ شب*+جئون من خواب...

#loveing_or_hateing #Part4ویو ا.تاز‌ اتاق تهیونگ خارج شدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط