بغض تو گلوم سنگین شده از بس مونده تو سینم

بغض تو گلوم سنگین شده از بس مونده تو سینم

توی آینه همش چشمای قشنگشو اینجا میبینم

دیگه هیچی نموند به جز تنهایی و شبو کاشکی بدونه

داغونو غمگینم
دیدگاه ها (۱)

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part31نفس عمیقی کشیدمو رو تخت نشستم دلم خیلی ...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟰-من میخوام همسره آیندم لیا باشه +چی ¥هوی جونگ کوک میفهم...

برده عمارت جئون

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁷ویو میکا_____دستمو برد...

نمیدونم چرا همه اطرافیانم دارن منو عذاب میدن !از فامیل محبتی...

My professorChapter:2Part:113جونگ‌کوک:من رفتم...چون اگر می م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط